-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 14:57
دیشب خواب بابا رو دیدم! با هم حرف نزدیم! ولی دیدمش.
رفاقت.مذهب
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 13:28
به جرات و با قطعیت و اطمینان میتونم بگمآدمایی که تو زندگیم دیدم به نسبت پایبندی و اعتقادشون به دین قابل اعتماد و مفید بودنتنها رفیقای به درد بخورم زندگیم رفیقای مذهبیم بودنهر اندازه که به خدا نزدیک ت
موقت
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:28
جنگ اقتصادیگرونی وحشتناکافزایش قیمت چهل درصدی فقط از عید تا حالالعنت بر باعث و بانیانشخدایا چقدر صبوری در برابر ظلم ):صبر بده بهمون پ ن : روحانی یه نفر نیست .. روحانی یه مکتبه.. یه تیپ شخصیتیه .. وقاحت و بی شرمی و پررویی یه سبک زندگیه واسه خیلیا!پ ن 2: خیلی به عقب بر میگردیم.
هر که در این بزم مقرب تر است ؟؟؟
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:28
یه بار یه نفر در مواجهه من با این مساله اسمشو گذاشت رنج مقدساین روزا به ترکیبی که اون آدم ساخته فکر میکنمو یکی از دلایل تعللم همینهدو تا کلمه متناقض تو این مسالهرنج که تحمل دنیوی و کاملا مادی این ماجراستو مقدس که برمیگرده به دنیای بعدی...--------------------------------------------------------------...
به وقت آخرین شب رمضان 98
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:28
بعد از یک سال و نیم زجرِ بلاتکلیفی تصمیمم رو گرفتم و از اینکه انقدر ذهنم روشنه خیلی خوشحالم.شکر شکر شکر.
رونوشت به سینه چاکان نقد
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:28
باهوشِ نکته سنج، نقاده! ولی جامعه به اندازه کافی منتقد دارهتو سعی کن تایید کنیدر سایه تاییده که رشد میادوگرنه آدمی به عیب خودش کور نیست!
...
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 19:28
چقدر قهرمان بودم توی این زندگیچقدر هیشکی صدامو نشنیدچقدر صدام در نیومد اصلا!قهرمانای واقعی گمنام به دنیا میانگمنام زندگی میکنن و گمنام از دنیا میرن.
دنیا
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:21
روزی با تو، روزی بر توفلذا رو هیچکدومش حساب نکن.
الف
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:21
کاری رو انجام بده که دوسش دارییاکاری رو که داری انجام میدی برای خودت دوست داشتنی کناگرم نشد بذارش کنار چون وقت تلف کنیه و مالِ تو نیست.
عدالت
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:21
یه مدت زیاد به عدالت خدا فکر میکردم تا اینکه واسم حل شد. یادمه تو کتاب معارف دبیرستان میخوندیم کسایی که به هر دلیلی توی این دنیا ظلمی بهشون بشه اون دنیا جبران میشه واسشون. حتی مثال زده بود که اگر کس
جنگه
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:21
تنها چیزی که توی بحران اقتصادی جاری میتونه ذره ای منو آروم کنه این توجیهه که توی میدون جنگیم و قشنگ ترین و درست ترین مطلبی که در این رابطه خوندم یکی نوشته بود وقتی امریکا داره مرتب از سلیمانی پاتک میخوره مگه دیوانست که توی اون میدون ادامه بده، میاد تو میدون زنگنه ها که تکلیفش روشنه و نتیجش فعلا همین...
او یک پرستار پاره وقت هم بود!
-
تاریخ: 1398/1/29 ساعت: 18:16
خاکریز یکی هم پشت اوپن آشپزخونه ست.. همونجا که به نیاز به پیشرفت و حضور در جامعه، غریزه مادری و نیاز عاطفی _حمایتی و اون یکی نیاز نفس گیر تره نه گفت و با ذکر چیم از اون "خانوما" عزیزتره برنجشونو دم گذاشت و کتلتشونو سرخ کرد و دم نزد.. عاقلان دانند! بگذریم . #موقت
سرزنشگر درون
-
تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 22:50
انقدر یه مدت تو همه چی اول یا نیمه راه انصراف دادم که هم میترسم هم دلم نمیخواد و اعصابم نمیکشه دیگه هیچ چیزی رو شروع کنم ...پ ن : قضیه اینه که بعد از مدتها اومدم یه تکونی به خودم بدم و کلاسی بر اساس
به خودم بدهکارم ...
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:41
یه جایی بین نوشته های کوچه بازاریِ اینستا خوندم که خدا گفته بزرگ ترین عیب زن اینه که قدر خودرش رو نمیدونه یه جایی تو کتابی که چند وقت پیش میخوندم نوشته بود بزرگ ترین عیب آدمیزاد اینه که خودشو دست کم میگیره و من تا به حال قدرنشناس ترین بودم نسبت به خودم ...
شوت
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:41
یه بچه توی همسایگی صوت یا "شوت" دار شده از دیروز که این صدا شروع شده تا همین الان یه صدای جدید تو صداهایی که از کوچه میاد کنار صدای آهنگری و ونگ بچه و توپ خوردن به در و صدای خروس اولش صداهه ناآنشا ب
قضاوت
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:41
کائنات اصرار شدیدی داره که وقتی کسی رو حتی در ذهنت بخاطر اشتباهی سرزنش میکنی تورو به شیک ترین حالت ممکن جوری که حتی سر در نمیاری چی شد که اینطور شد به اون اشتباه مبتلا کنه...
اوسطها
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:41
خود خدا هم یه جورایی کمال گرای افراطیه.. ما که بنده ایم ...
یه چیز تو همین مایه ها
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:41
خیلی از آدمهای موفق و بزرگ دنیا کودکی و نوجوانی و جوانی و حتی میانسالی پر از درد و رنج و ناکامی ای داشتن اما از یه جایی به بعد این اصطحکاک و خستگی و فرسایش رو نادیده گرفتن از یه جایی به بعد دوپینگ کردن و وایسادن و راه افتادن و به قله ها رسیدن ...
روز حسرت همینجاست
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:41
گناه یعنی من بنده تو باشم تو به من همه چیز داده باشی و منِ بی همه چیز حیف و میل کنم؛ خودم را...
سقف ارزومون حیاطشون بود
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 4:20
دنبال پاسپورت مامانش بودنپرسیدم واسه چی و کجامیدونستم خواهرش سیدنی زندگی میکنهمیدونستم دامادشون دکترهاما نمیدونستم پزشکه و جراح پلاستیک!نمیدونم چی شد که گفت خواهر زاده ش قراره با یکی ازدواج کنه که دوازده سال ازش بزرگترهو خواهرش داره دو ساله پسره رو میکشونه اینر اونور تا باهاش کامل اشنا بشهمادر بزرگ ...