چهار سال پیش اول مهر شنبه بود.. آخر شب راه افتادیم و ساعت هفت صبح اصفهان بودیم.. اولین باری بود که می رفتم اصفهان.. مادر و عمو من را گذاشتند و رفتند.. انقدر عمو عجله داشت که حتی فرصت نشد مادرم اتاقم را ببیند..حالا چیدن وسایل و آشنایی با هم اتاقی ها پیشکش.. استرس و سردرگمی تمام وجودم را گرفته بود.. حاضرم قسم بخورم و با دلیل و برهان ثابت کنم هیچ کس به اندازه ی من در دانشجویی اش تنهایی و فلاکت نکشیده.. حالا چهارساله م تمام شده و امروز جمعه فکر کنم دوم مهر رفتم مدرکم را از پست گرفتم تا بگذارم درب کوزه آبش را بنوشم! اول مهر امسال با شانزده سال گذشته زمین تا آسمان تفاوت داشت..
تمام هم کلاسی هایم یا امسال دانشجوی ارشد شدند و یا دارند ارشد می خوانند.. من اما از این چهار سال لعنتی انقدر خسته ام که اگر تا آخر عمر هم بنشینم داخل خانه باز هم خستگی ام در نمی رود که نمی رود دیگر چه برسد به فکر کردن راجع به ارشد کوفتی..
برچسب: 1246,1246 w pratt,12466,12464,12461,12463,12468,1246 angel number,12460 crabapple rd,12460 lakewood blvd,
نویسنده: یلدا هاشمی