اما هنوزم یک شیری
کسی که از نعره هات و غرشت میترسن
که آینده ت تهدیدشون میکنه
دراز کشیدی و داری از موقعیتت لذت میبری
دور و برت پر از مار و عقرب و کنه س
که آماده ی نیش زدنن
بعد یهو جوری به هم میریزی که زخمای قبلیتو فراموش میکنی
از درد جدید شوکه میشی
و میدونی چی میتونه یک درد به درهات اضافه کنه؟
اینکه تو نمیدونی از کدوم یک از اون حیوانات موذی ضربه خوردی ....
برچسب:
نویسنده: یلدا هاشمی